یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391
درباره ی نمازقسمت نوزدهم
.....به طوری که باور نموده انداگر دروغ نگویند بنیان زندگی شان قرار نمی یابد و چرخ زندگی شان نمی چرخد پس دروغ گویند تا زندگی کنند و باز دروغ گویند تا بهتر و بهتر زندگی کنند و به رفاه بیشتری و امکانات مادی گسترده تری دست یابند وباز دروغ گویند تا از شر دروغ های قبلی رها شوند و همین طور هلم جرا ادامه دارو سلسله وار دروغ می گویند این کلاف سر در گم هر روز پیچیده تر می شود و گره های کورتری می خورد و برای علاج ان نابسامانی ها و بازکردن گره ها و وانمودن کلاف ها باز بیشتر و بیشتر دروغ می گویند به گونه ای که دروغ که در ایین مبین اسلام مبدا همه ی بدی ها و شرور و کلید و مفتاح همه ی بدبختی ها شمرده شده است قباحت و زشتی خود را از دست می دهد پس دیگر دروغ در نظرشان زشت نیست و به مذاقشان خوش و خوش تر می نماید و وقتی دیگر دروغ از قباحت و زشتی افتاد و خوش نشین دل های الوده گشت سایر بدی ها و گناهان نیز اسان تر از دروغ قباحت و زشتی خود را از دست می دهند پس دیگر هیچ گناهی در نظرشان خوف ایجاد نمی کند و اندک اندک همه چیز در درون خودشان در مافی الضمیر و در نهادو روح و روانشان فرو می ریزد . ان ها یله ورها می شوند در چنین جامعه ای هیچ ضمانتی وجود ندارد که افراد ان دست به شنیع ترین کارها نزنند و پرده ها ندرنداگر از بدی و زشتیی دست نگهدارند فقط به خاطر زور قانون مثلا حضور پلیس یا دوربین مداربسته یا از دست دادن مال و دارایی و شبیه ان ها است ولی چون خلوتی پیدا کنند که دوربین مداربسته ای نباشد و پلیسی حضور نداشته باشد و یا ضرر مهمی از مالی و ابرو در میان نباشد صد کار دیگر کنند وانان در خلوت گاه ها به اسانی مرتکب قبیح ترین کار ها خواهند بودچون در چنین جایگاهی که نه پلیس حضور دارد و نه دوربین مداربسته ای روشن است و نه ضرر قابل توجه مادیی وجود دارد ان چه که می تواند ان ها را از خیانت و بزه و جرم باز دارد فقط یک چیز است و ان ایمان است ایمان به این که خداوند ان ها را می بیند
الم یعلم بان الله یری؟
و فقط ایمان به حضور خداوند می تواند ان ها را در خلوت ترین مکان ها از گناه باز دارد و چنین حضوری را فقط فرد نماز گزار می فهمد و ادراک می کند فرد نماز گزار در مکانی که هیچ ضمانتی برای ترک معصیت و جرم و گناه وجود ندارد گناه نمی کند و به معصیت الوده نمی شود و خیانت نمی کند پس جز فرد نمازگزار هیچ فرد دیگری لایق دوستی نیست و به جز او به کس دیگر نتوان اعتماد کرد و راز گفت و مشورت کرد و خیر خواست و امانت سپرد هر چند با مداهنه و روغن کاری خود را منصف و پاکیزه جلوه دهد و هرچند شیطان کار را بر خوداو نیزمشتبه کرده باشد که فرد بی نمازی خود را نیز انسان شایسته و مورد اعتمادی به حساب اورد ولی خود نیز در گمراهی است او نمی تواند به خودش نیز اعتماد کند چنین فردی به خودش نیز خیانت خواهد کرد تا چه رسد به این که مورد اعتماد دیگران قرار گیرد
و کلید تمام بدی ها دروغ است چون بالعیان دیده اند و به تجربه دریافته اند که با دروغ توان به همه چیز رسید و همه کار کرد و بر همه چربید و بر همه سوار گشت و همه چیز به دست اورد روحیات گناه الود جامعه ی دور از نماز چنین چیزی را بیشتر می پسندد و برای ان ارزش و قیمت زیادتری قائل است پس گرچه به زبان از دروغ و دروغگویان متنفر و منزجرند ولی در عمل این گونه نیست در میدان عمل و در عینیت جامعه فرد دروغگویی که با تظاهر به صداقت و راست گویی و راست کرداری به دروغ متوسل می شود عزیز و توانا می گردد و از طرف دیگردر میان چنین مردمی فرد با ایمانی که صادقانه ایمان خود را اظهارمی کند و راه و رسم مسلمانی پیش می گیرد و از دروغ و ریا و سالوس و فریب کاری بری می باشد خوار و ناتوان می گردد و ساده لوح و سبک عقل به حساب می اید وکم خرد و سفیه شمرده می شود که عقل اقتصادی ندارد واز بینش مادی به دور است و در روابط عمومی و سلوک اجتماعی ضعیف است و هنوز به رشد و نموی از نظر عقل و خرد نرسیده است و به اصطلاح هنوز مار نخورده است تا افعی شود
و به این سان است که فرد بی ایمان و بی باور به واقعیات جهان غیب و ماورای طبیعت مادی فساد و خرابکاری وبی بندوباری را بی محابا اشکار می سازد عزیز و محترم می گردد و تعدادچنین مومنانی هر روز کم و کمتر از روز قبل می گردند به گونه ای که در میان جمعیت مدعی اسلام و مسلمانی هرگاه فرد باایمان و مومن صادقی روی در نقاب خاک پنهان کند و بمیرد خلایی بزرگ ایجاد شود و رخنه ای عظیم حادث گردد و شکافی نمایان پدید اید که جای خالی او به سادگی پر نگردد ولی در دیگر سو گناهکاران حرفه ای و بی بندوباران و اصحاب کینه و خشم و توهین و افترا و غش و دغل فراوانند و چون یکی از ان ها بمیرد اصلا جای خالیشان احساس نشود ودر عوض چند تن دیگر به جای او تولد یابند و مانند او به روش و خوی و خلق او تربیت شوند وانانی که دستشان برای هر گونه پلشتی و ناروایی باز و راهشان گشوده و زبانشان اماده ی هر گونه اهانت به اهل ایمان است به وفور در هر کوی و برزنی و هر کوچه و بازاری و در هر خیابان و بیابانی پیدا می شوند ولی مومن واقعی و مسلمان حقیقی که بتواند کمینه ای از ظواهر شرع را رعایت کند و حداقل واجبات را انجام دهد و محرمات را ترک کند و ایمان صبحگاهی خود را تا شامگاه نگاه دارد به ان اندازه کم و در اقلیت است که هیچ به حساب نمی اید چنین جامعه ای برای تارک الصلاه ها و بی نمازها بهشت موعود و جنت نعیم است و به گونه ای در ان ازاد و رهایند که هر کار که خواهند بکنند و کسی مانع ان ها نگردد افراد چنین جامعه ای در ادعا و بزرگ شماری خود و تحسین رفتار و تمجیدکردار خود الی ما شاالله ید طولایی دارند و در فیس و افاده و کباده تا دلشان بخواهد کم نمی گذارند ان ها کار نمی کنند و تعلقی به کار نشان نمی دهند هر چند کار مناسب استعداد و خوشایند خود داشته باشند ان ها علاقمندند تا با کمترین رنج بیشترین بازده را داشته باشند ان ها کارهایشان رابه درستی انجام نمی دهند هرچند همواره از نادرستی دیگران شکوه ها دارند و گلایه ها می کنند در برابر کمترین کارتوقع بیشترین مزد را دارند ومی خواهند بیشترین سهم را از بیت المال داشته باشند ان ها فکر نمی کنند و اگر نیز فکر کنند به چیزهای بیهوده فکر می کنند انان پر گو و کم عملند بسیار سخن و اندک اندیشند چتر خود در همه جا گسترده اند و بساط خود در همه جا پهن نموده اند
افرادچنین جامعه ای که فریضه ی نماز را اقامه نمی کنند امران به معروف و نصیحت گران به خوبی ها و ناهیان از منکرات و باز دارندگان از معصیت و گناه در نزد انان از هر بدو پلید و خبیثی بدتر و پلید تر و خبیث ترند ودر عوض امران منکرات و ناهیان از کارهای پسندیده در نزدشان ازهرعزیز و پاک ومحترمی عزیزتر وپاک تر و محترمترند چنان چه کسی ان ها رادلسوزانه نصیحتی کند وبرادرانه به کار خیر یا معروفی راهنمایی کند و یا مشفقانه از حرام معلوم و روشن و اشکاری بازداردو دلسوزانه از یکی از نباید های دین نهی کند چنان روی بر او ترش می کنند وچهره در هم می کشند و چنان او را از بر خود می رانند و دور می کنند که گویا بدترین اهانت ها و توهین ها را بر انان روا داشته است و این در حالی است که همواره سنگ مسلمانی را بر سینه می زنند و در پستوی خانه قران هایی جهت تبرک و تیمن اماده دارند ان ها سال هااست که می خواهند با زحمت و زور فراوان بر خلاف جهت اب شنا کنندولی نمی توانند ان ها دوستان واقعی را از خود می رانند و با دشمنان دیرین خود دوست می شوند ان ها دوست را با دشمن و گرگ را با میش و فرشته را با دیو اشتباه می گیرند ان ها توهین واهانت را اعزاز و احترام می دانند و اهانت و بدخواهی را نصیحت و تعظیم می دانند ان ها میزان ها را شکسته اند و ترازو ها را از توزین درست و صحیح انداخته اند در نزد انان ان چیزی صحیح است که پندارشان بر ان صدق کند نه ان چیزی که عقل و خرد بر صدق و راستیش گواهی دهد و جالب این جااست که کارهایی را که منشا صحیح عقلایی نداردخردمندانه توصیف می کنند و به ان مفتخرند و مباهات می کنند و کارهایی را که عقل و خرد و دین و مذهب به درستی ان گواهی می دهدنابخردانه و دور از عقل و دین و مذهب و دیوانگی می دانند و هر دانای عاقلی که به وضعیت امروزشان بنگرد به ناگاه شکوفه ی لبانش به خنده ی تلخی وا می شود از این که طنز تلخ روزگار را همواره در مسلمانی کاریکاتوریک و پارادوکسیکال ظاهرو اشکار می بیند .خنده ی تلخ او از این نظر است که می بیند با همه ی این ناراستی ها و کج فهمی ها و کج روی ها که در ان ها مشاهده می شود خود را از امت حضرت محمد صلی الله علیه و اله می دانندو ادعای دوستی و ولایت اهل بیت معصومش را دارند و در اثبات منافع اندک و یا بسیار خود سوگندهای شرعی اتشین می خورند اگر باورش برای خواننده ی محترم سخت و دور از انتظار است و این نوشته ها را مبالغه و تندروی می داند می تواند به چنین اجتماع غریبی نزدیک ترگردد و با احتیاط و مواظبت به میانشان اید وبا یکی از ان ها روبروشود و هم سخن گردد وپرسشی بپرسد یا نسبتی را فقط برای ازمودن بدهد تا معلوم شود که از کوزه هایشان چه برون تراود ؟و از ان همه ادعا های مسلمانی چه چیزی در عمل مشاهده می گردد؟ مثلا به فردی از ان ها نسبت بی ایمانی ونامسلمانی دهد تا ببیند که چسان غضبناک و ناراحت و نگران می شود و چسان مانند دیگی جوشان به غلیان و انقلاب در می اید؟ مرتیکه ی … بی ایمان خودتی و جد و ابات . من مسلمان نیستم؟ خودت مسلمان نیستی . بی شعور احمق . من مسلمانم به من تهمت نامسلمانی می زنی ؟ من دیندارو متدینم به من تهمت بی دینی و بی ایمانی می زنی ؟ همچین می زنم پس کله ات تا مغز سرت از دماغت بپره بیرون ای بی ادب . و همان کار را هم می کند یعنی به پس کله اش می زند و مغز سرش را از دماغش به بیرون می پراند و هر کدام و هر گروهی از این بیراه روندگان و کژاندیشان عکس العملی مناسب با موقعیت اجتماعی و سطح سواد اکادمیک خوداتخاذ کنند ان ها که از نظر کسب علوم و دانش های جدید در مراتب فروتری هستند و به اصطلاح اداب چاله میدانی دارند مشت و لگد و چاقو و قمه و پنجه بوکس و فحش های رکیک و چارواداری دست مایه ی کارشان است و انانی هم که از نظر کسب علوم و دانش های جدید در مراتب فراتری هستند و به غلط واژه ی فرهنگ و شخصیت اجتماعی بر اندام ناسازشان نقش بسته است به گونه هایی دیگر همان کنند که الواط ها و اراذل و اوباش کنند در این جا تنها روش ها و متد ها تفاوت پیدا کرده اند و گرنه نتیجه ی کار هر دو گروه یکی است ان جا دزدانی بیچراغ به شب گیری روند واگر گاهی به گنجی مختصر رسند بارها نیز از بی چراغی و بی سوادی به کاهدان ها زنند و چیزی دست گیرشان نشود واگر سردسته های اوباش و اراذل و معرکه گیران محله های شلوغ شهرها گروه نوچه های خود را گرد اورند و دعوایی و زد و خوردی به راه اندازند و شیشه های مغازه های راسته بازاری را با چکمه و چماق و قمه پایین کشند وبه مال و اموال و ناموس و شرافت مردم دست اندازی کنند و کسی نیز چندان جراتی نداشته باشد تا با چنین مغول بچه گانی درافتد جماعت تارک الصلاه مدعی فرهنگ و سواد و دانش و علم و فناوری و ...نیز همان کنند که چاقوکشان و قمه بدستان و اراذل و اوباش کنند بلکه به مراتب بدتر و زشت تر و دقیق تر و کارساز تر کنند اگر ان بی سوادان و معرکه گیران و قمه کش ها شیشه های پنجره ی خانه ای یا خانه هایی شکنند اینان به بنیان های فرهنگ اصیل یک ملت حمله ور شوند اگر انان یک دکان زرگری و جواهرفروشی را غارت کنند این جماعت تارک الصلاه مدعی فرهنگ و سواد و دانش اکادمیک نیز از خلاهای قانونی و شریان های پیچ در پیچ قوانین اقتصادی و نظام بانکی یک کشور وارد شوند و میلیاردها تومان به ناحق برداشت کنند تا چه بلایی و اسیب و خسارتی که بر سر فرهنگ یک مملکت اورند که دیگر خود داستان جداگانه ای دارد این ها همه از این رو است که اهل نماز نیستند اگر اهل نماز بودند راه درست و سلوک صحیح و رفتار شایسته را از طریق ان می اموختند اگر اهل نماز بودند نماز ان ها را از بدی ها و منکرات و زشتی ها باز می داشت
ان الصلاه تنهی عن الفحشا و المنکر
اگر اهل نماز بودند می فهمیدند که وقتی در نماز به پیامبر رحمت و اهل بیت معصوم او در تشهد سلام و درود می فرستند باید روش و سیره ی نیکوی ان نیکوکاران را درپیش گیرند ..
و اشهد ان محمدا عبده و رسوله اللهم صل علی محمد و ال محمد
اگر نماز می خواندند و نماز درست و صحیحی می خواندند و حق نماز را رعایت می کردند و نمازگزاریشان با چشم بسته و موهوم نبود تنها بسمله ی اول فاتحه الکتاب کافی بود تا تمام این ناراستی ها را بزدایدتا چه رسد به این که اندکی در عمق دریای فاتحه الکتاب فرو روند و تا به رکوع برسند و سجده و تشهد و قیام و نیت و احضار قلب که دیگر جای خود دارد . از این که در شبانه روز بیست بار یا بیشتر خداوند تبارک و تعالی را به رحیمیت و رحمانیت توصیف می کنند کافی بود تا انقلابی در رفتار و روش و خوی و خلقشان روی دهد این ها شاید گاهگاهی و یا همه گاه سر به مهر و دست به قنوت وانگشتر در انگشت و انگشت به تسبیح باشند و اهل صدقه های جزیی به نیازمندان و دارای اسامی زیبا و معنوی و ملکوتی باشند و اسامی گنهکاران حرفه ای و سیاه رویان تاریخ همچون شمر و یزید و خولی و سنان و اولی و دومی و سومی اصلا در میانشان پیدا نشود ولی در عمل به چیزهای دیگری گواهی می دهند سر بر مهر می گزارند ولی دل از بدی ها نمی کنند دست به قنوت و ربنا امنا دارند ولی دست از زشتی و ستم باز نمی دارند وسر یاری و بخشش ندارند انگشت به تسبیح هستند ولی هیچ گاه به خوبی ها و محاسن اخلاق اشاره نمی کنند
سبحه بر کف خنده بر لب دل پر از شوق گناه
معصیت را خنده می اید زاستغفارما
و نیز این جماعت شاید اهل صدقه های جزیی و گاه کلی به نیازمندان هستند ولی صدقاتشان را باطل می کنند و اجری نمی برند نه در دنیا سزاوار تشکرند و نه در عقبی لایق پاداش از این رو که بر فقیر منت می گذارند و بهای ابروی ریخته شده ی او را نمی پردازند در این باره شایسته است تا به ایه هایی شریفه از قران کریم نگاه شود:
الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله ثم لا یتبعون ما انفقوا منا و لا اذی لهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا یحزنون.
کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند سپس به دنبال انفاقی که کرده اند منت نمی گذارند و ازاری نمی رسانند پاداش ان ها نزد پروردگارشان محفوظ است نه ترسی دارند و نه اندوهگین می شوند
قول معروف و مغفره خیر من صدقه یتبعها اذی والله غنی حلیم
گفتار پسندیده(دربرابرنیازمندان)و عفو(و گذشت از تندخویی ان ها)از صدقه ای که ازاری به دنبال ان باشد بهتر است و خداوند بی نیاز و دارای حلم است
یا ایهاالذین امنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمن والاذی …
ای کسانی که ایمان اورده اید صدقات خود را با منت و ازار باطل نسازید
ان ها اهل دادن صدقه به فقیران و نیازمندان هستند ولی غافلند که این اعمال و زراندوزی ها وتکاثرها و برتری طلبی ها وافتخارطلبی های موهوم است که فقیر و نیازمند تولید می کند. نام های زیبا نام های ابرومندان تاریخ را بر روی خود و فرزندانشان گذاشته اند ولی خود چندان مودب به اداب انان نیستند و فرزندانشان را به روش و سنت پسندیده ی انان بار نمی اورند و رفتار و خوی های ناپسندیده ی دشمنان اهل بیت علیهم السلام را در ذهن و روان کودکان خود تلقین می کنند و نفوذ ان را محکم می کنند و کارها و اعمال و رفتارشان هیچ شباهتی به ان اسم هایی که مسمی به ان هستند نداردولی از ان سوی درحوزه ی عمل کارهایشان و اعمال و رفتار و کردارشان بسیار شبیه ان کسانی است که اگر سرشان برود راضی نمی شوند که اسم انان درشناخت نامه شان باشد معلوم است که انان زندگی و رفتار و اداب پارادوکسیکال و سراسر تضادی دارند ان ها واژگون در تاریخ و در اداب وسنت ها هستند .
چه کسی می تواند بدون این که خود الوده گردد و منفعل رفتارهای نکوهیده شود به انان نزدیک شود؟ چه کسی می تواند بدون این که خود به بیراه رود انان را از بیراهه ها به راه اورد؟ و اصلا ایا به کسی اجازه ی حرف زدن وفرصت سخن گفتن ومجال نصیحت کردن می دهند ؟ان ها صد نوع حرف بد و ناروا و ناسزا زیر زبان دارند و صد نوع انگ و رنگ و افترادر کلام تا هرکسی که حرفی مخالف طریقه ی مانوس ان ها گفت و سخنی مغایرروش مالوفشان زد قطاری از بدی ها و ناروا ها و ناسزا ها به سویش روانه کنند و کوهی از انگ ها و رنگ ها و افتراها براو بار کنند و ناجوانمردانه منکوب و مهجورو ننگینش سازند و از حیثیت بیندازند و از حیز انتفاع ساقط سازنند .
در این جا سخنی نیک از امام معصوم علیه السلام می اوریم که جامعه ای که ادعای مسلمانی دارد ولی به اقامه ی نماز نمی پردازدکه لاجرم به زشتی هایی گرفتار می شود و تندخویی ها و بیراه گویی ها و سخنان ناروا سیره و روش او می شود در چه ورطه ی سقوط می کند و این سخن گرچه به اجمال و اختصار است ولی مفصل ها توان از ان اموخت :
من فحش علی اخیه المسلم دفع الله عنه برکه رزقه و وکله علی نفسه و افسد علیه معیشته
به این معنی که فرد بددهن و فحاش و هرزه گو برکت و خیری در زندگیش نمی بیند و به حال خودش واگذاشته می شود که از بدترین گرفتاری هااست انسانی که دم به دم و لحظه به لحظه به عنایت و نظر خداوند مهربانش نیازمند است کارش به جایی برسد که خداوند مهربان او را به حال خود واگذارد و دیگر این که زندگی تباهی خواهد داشت در این جا بازجای ان می بینیم که از خلق و خوی و اداب و مکارم اخلاق نماز گزاران واقعی بیان کنیم که انان چگونه اند و تارک الصلاه ها یا انانی که خم و راستی می شوند و رکوع و سجودی به ظاهر دارند ولی از حقیقت نماز غافلند و نماز می خوانند ولی جزو نماز گذاران نیستند چگونه اند که هر چه اینان دارند انان ندارند و هر چه در ایشان است در انان نیست تعرف الاشیا باضدادها ...ادامه دارد

